السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
541
تفسير الميزان ( فارسي )
باشيم ( 67 ) . پيش از اين نيز به ما و به پدرانمان اين وعده ها را داده بودند ، اين جز همان داستانهاى خرافى گذشتگان نيست ( 68 ) . بگو در اين سرزمين بگرديد و بنگريد ، سرانجام بزه كاران چسان بود ( 69 ) . غم آنان مخور و از آن نيرنگها كه مىكنند تنگدل مباش ( 70 ) . گويند اگر شما راست مىگوييد اين وعده چه وقت مىرسد ( 71 ) . بگو شايد شمه اى از آن عذاب كه به وقوع آن شتاب مىكنيد هم اكنون در پى شما است ( 72 ) . پروردگارت نسبت به اين مردم صاحب كرم است ، ولى بيشترشان سپاس نمىدارند ( 73 ) . پروردگارت آنچه را در سينه هايشان نهان است و آنچه آشكار كنند مىداند ( 74 ) . هيچ نهفته اى در آسمانها و زمين نيست مگر در نامه اى آشكار است ( 75 ) . اين قرآن براى بنى اسرائيل بيشتر چيزها را كه در باره آن اختلاف دارند حكايت مىكند ( 76 ) . و همين قرآن براى مؤمنان هدايت و رحمتى است ( 77 ) . پروردگارت به رأى خويش ميان ايشان داورى مىكند كه او نيرومند و دانا است ( 78 ) . توكل به خدا كن كه تو پيرو حق آشكارى ( 79 ) . تو نمىتوانى سخنت را به گوش مردگان برسانى و نمىتوانى كران را هنگامى كه روى بر مىگردانند و پشت مىكنند صدا كنى ( 80 ) . تو نمىتوانى كوران را از ضلالتشان هدايت كنى تو فقط مىتوانى سخنت را به گوش آن كسانى كه به آيه هاى ما ايمان دارند و مسلمانند برسانى ( 81 ) . بيان آيات در اين آيات از داستانهايى كه خداى سبحان به منظور ارائه نمونه اى از سنت جارى و رايج خود در نوع بشر از نظر هدايت ( قبلا ) ذكر كرده بود كه : چگونه راه سعادت را به ايشان نشان مىداده و راه يافتگان از ايشان به سوى صراط مستقيم را با رساندن به مقام اصطفاء و با نعمتهايى عظيم ، گرامى مىداشته و آنان را كه به وى شرك مىورزيدند و از ياد او اعراض مىكردند به عذاب انقراض و بلاهايى الم انگيز مبتلا مىكرده است منتقل شده به حمد و سلام بر بندگان مصطفايش ، آن بندگان كه به مقام اصطفاء رسيدند ، منتقل است به بيان اين نكته كه : تنها ذات اقدس او مستحق عبوديت است ، نه غير او از خدايانى كه شريكش كردند ،